هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

423

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

تالار بسيار وسيع در يك سو « ايوان » و « شاه‌نشين » دارد ؛ و چون « فرمانفرما » و « نظام » به جاى خود نشستند ، « فرمانفرما » [ لرد كرزن ] بلند شد و چنين سخنرانى كرد : « [ بى ] نهايت خوشوقت هستم كه توانستم تا به اين‌جا آمده و از جانب « ملكه معظمه قيصرهء هند « 1 » » بگويم كه امروز جناب شما به اختيار كامل « حكمران حيدرآباد » مىباشيد . چند هفته پيش ، شما اظهار فرموده بوديد كه از آمدن من به « حيدرآباد » خوشنود خواهيد شد و اداى رسم جلوس بر مسند رياست ، موقوف بر شركت من است ؛ من همان وقت خرسند گشتم و مايل شدم كه خواهش شما را بپذيرم ، چون‌كه مىدانستم جناب شما اتحاد دلى به « دولت انگليس » داريد و مىدانيد كه « دولت انگليس » خيرخواه شما هست و من نخستين « نايب السلطنهء هند » هستم كه به « حيدرآباد » آمده‌ام . و از اين ظاهر است كه ميان « دولت انگليس » و « حيدرآباد » ارتباط ، نه تنها بر « مودت » [ و ] « و داد » است ؛ اى بندگان عالى ، نه‌تنها شما و رعاياى شما بسيار خوشبخت بوديد كه در دولت شما « وزيرى سياست‌دان و عالى و خيرخواه شما » وجود داشت ، و در زمان كودكى شما - كه زمان ، حساس بود - او به « تدبير » ، مشكلات را حل كرد و نظمى شايسته داد و هردو دولت نبايد او را فراموش نمايند . اى و الا حضرت ، زمان خردسالى « 2 » شما ، « نواب مختار الملك » ، در نظم كشور اصلاح خوبى نمود ، و درآمد ملك را افزون كرد و امن و آسايش نصيب رعايا شد و مىخواست كه بهتر نمايد . من آرزو مىكردم كه « نواب مختار الملك » امروز باشد و از تجربه‌هاى خود ، شما را يارى نمايد . شما هنوز « جوان » هستيد و از چهارسو چيزهايى شما را فرو خواهند گرفت ؛ ولى زينهار [ كه ] فريفتهء آنها نشويد ، زيرا شما كارهاى ديگرى داريد كه لازمتر و بهتر از آنها مىباشند ، و اگر بخواهيد اسم و رسم در « هند » پيدا كنيد ، اين حقيقت را در نظر داشته باشد . رعاياى شما را مىبينم كه نسبت به شما « خلوص » دارند و « خيرخواه » شما هستند ، ولى كار شما اين است كه « خلوص » و « محبت » آنها را باقى بداريد ، بلكه « خيرخواهى » را به « جان‌نثارى » مبدل كنيد . خداوند شما را « رئيس » نكرده ، كه « خوش » بگذرانيد و « عيش » و « شادى »

--> ( 1 ) . منظور : ملكه ويكتوريا . ( 2 ) . در اصل : خوردسالى